پارچهبافی سنتی گروگ؛ میراثی که در دل فراموشی گم شده است
پارچهبافی سنتی در شهر گروگ شهرستان سیریک که زمانی نماد هویت فرهنگی و یکی از ارکان اقتصادی خانوارها بود، اکنون در حال فراموشی است. این هنر ارزشمند نیاز به توجه و حمایت دارد تا دوباره جان بگیرد و به زندگی مردم بازگردد.
به گزارش قشم نیوز، صدای دارهای پارچهبافی در گذشته جزئی از زندگی روزمره مردم گروگ بود؛ صدایی که از خانهها و کارگاههای کوچک به کوچههای شهر میرسید و تار و پود پارچههایی را شکل میداد که نه تنها تأمینکننده بخشی از معیشت خانوادهها بود، بلکه به بازارهای منطقه و حتی کشورهای همسایه نیز راه مییافت. اما امروز، از آن رونق گسترده، تنها خاطرات نسلهای قدیمی، چند دستگاه قدیمی و دستان یک استادکار باقی مانده است؛ استادکاری که سالهاست در تلاش است تا آنچه از این هنر به یادگار مانده را حفظ کند و مانع از محو شدن نام پارچهبافی سنتی گروگ در حافظه تاریخی منطقه شود.
پارچهبافی سنتی در گروگ تنها یک هنر دستی نبود؛ این صنعت بخشی از اقتصاد خانوادگی و زندگی اجتماعی مردم شهر را شکل میداد و بسیاری از خانوادهها به صورت مستقیم یا غیرمستقیم در مراحل تولید، بافت و عرضه پارچه مشارکت داشتند. بر اساس روایتهای محلی، رفتوآمدهای دریایی مردم گروگ با مسقط در کشور عمان، زمینه آشنایی این منطقه با هنر پارچهبافی را فراهم کرد و مردم گروگ با یادگیری این فن، آن را با ذوق و خلاقیت بومی خود درآمیختند و به تدریج به یکی از مشاغل مهم منطقه تبدیل کردند. رونق این هنر به حدی بود که به گفته پیشکسوتان، مردم شهرها و مناطق اطراف از جمله جاسک و بشاگرد نیز برای کار و کسب درآمد به گروگ میآمدند و دستبافتههای این شهر علاوه بر بازارهای محلی، به دیگر مناطق و کشورهای همسایه نیز ارسال میشد. پارچهبافی در آن زمان، علاوه بر ایجاد اشتغال، بخشی از هویت فرهنگی گروگ بود و نقش مهمی در رونق اقتصادی خانوادهها ایفا میکرد.
اما این رونق پایدار نماند؛ به گفته استادکاران و اهالی قدیمی گروگ، خشکسالیهای دهه ۱۳۴۰ و دشوار شدن شرایط معیشتی، موجی از مهاجرت مردم را به دنبال داشت. بخشی از اهالی برای تأمین معاش به مناطقی مانند میناب و مناطق کشاورزی و باغداری مهاجرت کردند و با کاهش جمعیت و پراکنده شدن استادکاران و بافندگان، فعالیت دارهای پارچهبافی نیز به تدریج کاهش یافت. سالها بعد، ورود دستگاههای صنعتی و تولید انبوه پارچه، شرایط را برای ادامه فعالیت این صنعت سنتی دشوارتر کرد و پارچههای ماشینی جای دستبافتههای سنتی را گرفتند. در چنین شرایطی، نسل جدید نیز فرصت کمتری برای فراگیری این هنر پیدا کرد و دانش و مهارتهایی که نسل به نسل منتقل شده بود، به تدریج در معرض فراموشی قرار گرفت.
حسین جمالالدینی، تنها بازمانده و پیشکسوت هنر پارچهبافی سنتی در شهر گروگ، در گفتگویی از روزگاری میگوید که صدای دارهای پارچهبافی بخش جداییناپذیر زندگی مردم این شهر بود. وی با اشاره به پیشینه این هنر اظهار کرد: در روزگاران گذشته و در پی رفتوآمدهای دریایی مردم گروگ با مسقط عمان، هنر پارچهبافی به این شهر راه یافت و مردم گروگ با پشتکار و خلاقیت آن را فرا گرفتند و گسترش دادند. جمالالدینی افزود: رونق این صنعت به اندازهای بود که بسیاری از مردم شهرها و مناطق اطراف برای کار و کسب روزی به گروگ میآمدند و تقریباً همه خانوادهها به نوعی در تولید پارچه نقش داشتند. این استادکار پیشکسوت ادامه داد: دستبافتههای مردم گروگ علاوه بر شهرهای اطراف، به مناطق و کشورهای همسایه نیز میرفت و پارچهبافی در آن دوران تنها یک حرفه نبود، بلکه بخشی از اقتصاد، فرهنگ و زندگی مردم شهر به شمار میرفت.
وی با اشاره به آغاز روند افول این هنر بیان کرد: خشکسالیهای دهه ۱۳۴۰ و دشوار شدن شرایط زندگی موجب شد بسیاری از مردم برای تأمین معاش به شهرها و مناطق دیگر مهاجرت کنند و با کاهش جمعیت و پراکنده شدن استادکاران و بافندگان، چراغ پارچهبافی نیز به تدریج کمفروغ شد. جمالالدینی اضافه کرد: سالها بعد، ورود دستگاههای صنعتی و تولید انبوه پارچه، ضربه دیگری به این هنر وارد کرد و پارچههای ماشینی جای دستبافتههای اصیل را گرفتند. وی گفت: نسل جدید نیز کمتر فرصت پیدا کرد این هنر را بیاموزد و امروز من به عنوان آخرین حافظ و راوی این میراث، یادگار روزهایی هستم که صدای دارهای پارچهبافی در کوچههای گروگ شنیده میشد.
آخرین استادکار پارچهبافی گروگ معتقد است ثبت این هنر در فهرست میراث فرهنگی ناملموس کشور میتواند نخستین گام برای جلوگیری از فراموشی آن باشد. جمالالدینی تصریح کرد: ثبت این هنر تنها ثبت خاطرات یک هنرمند نیست، بلکه ثبت بخشی از تاریخ، هویت و فرهنگ شهرستان سیریک است و میتواند زمینهای برای معرفی توانمندیهای گذشتگان به نسلهای آینده فراهم کند. وی ادامه داد: اگر امروز برای حفظ، مستندسازی و آموزش این هنر اقدام نشود، ممکن است فردا دیگر کسی باقی نماند که فنون و رازهای این میراث را برای نسلهای آینده بازگو کند. این استادکار پیشکسوت ابراز امیدواری کرد با همکاری مسئولان، پژوهشگران، علاقهمندان و مردم فرهنگدوست منطقه، زمینه احیای این هنر فراهم شود و بار دیگر دارهای پارچهبافی در گروگ برپا شوند.
حسن ملاحی نیز در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: پارچهبافی یکی از هنرهای دستی متنوع و شناختهشدهای است که در شهر گروگ با طرح، رنگ و بافت ویژه خود جلوه پیدا کرده و بخشی از میراث فرهنگی گذشتگان این منطقه به شمار میرود. وی افزود: این هنر متأثر از محیط، جغرافیا و تاریخ گروگ شکل گرفته و در گذشته از رواج قابل توجهی برخوردار بوده است. ملاحی با اشاره به قدمت پارچهبافی در گروگ تصریح کرد: پارچهبافی از صنایع هنری قدیمی این شهر محسوب میشود و سابقه آن بر اساس روایتها و شواهد محلی به نسلهای گذشته بازمیگردد.
پارچهبافی سنتی گروگ امروز بیش از آنکه یک صنعت فعال باشد، روایتی زنده از گذشته اقتصادی و فرهنگی مردم این منطقه است؛ روایتی که بخش مهمی از آن در حافظه آخرین استادکار این هنر باقی مانده است. اکنون با توجه به کهولت سن تنها بازمانده این هنر، ضرورت شناسایی، مستندسازی، ثبت ملی و انتقال دانش پارچهبافی سنتی گروگ به نسل جوان بیش از گذشته احساس میشود. ورود جدی متولیان میراث فرهنگی و صنایع دستی، حمایت از استادکاران، ایجاد زمینه آموزش به جوانان و مستندسازی شیوه بافت، طرحها و ابزارهای سنتی میتواند از نابودی کامل این میراث جلوگیری کند. اگر این اقدامات به موقع انجام شود، شاید بتوان بار دیگر صدای دارهای پارچهبافی را در گروگ شنید؛ صدایی که سالها بخشی از زندگی مردم این شهر بوده و اکنون برای زنده ماندن، بیش از هر زمان دیگری به حمایت نیاز دارد.
بدون نظر! اولین نفر باشید