تنگه هرمز؛ مصلخ هژمونی آمریکا و تجلیگاه نظم جدید در قلب خلیج فارس
واکاوی مستند جنایت وینسنس در اسناد سازمان ملل و تبیین گذار ایران از «مظلومیت مقتدرانه» به «سیادت دریایی».
استانها به گزارش قشم نیوز، عبدالرحیم رضوانی، فعال رسانهای، در گزارشی به تحلیل وضعیت استان هرمزگان و تنگه راهبردی هرمز پرداخته است. این منطقه امروز دیگر تنها یک معبر ترانزیتی برای ۲۰ درصد از انرژی جهان نیست، بلکه به صحنه اصلی تقابل دو اراده تبدیل شده است. در حالی که دکترین امنیت ملی آمریکا در قرن بیستم بر پایه تسلط بر آبراههای کلیدی استوار بود، اکنون هرمزگان به نقطهای تبدیل شده که در آن ابزارهای قدرت سخت واشنگتن، از جمله ناوهای هواپیمابر، کارآیی سنتی خود را از دست دادهاند. این تغییر پارادایم نشاندهنده پیروزی راهبردی جمهوری اسلامی در تثبیت قدرت منطقهای و به چالش کشیدن هژمونی در حال زوال غرب است.
تحلیل حقوقی فاجعه پرواز ۶۵۵ نشان میدهد که تاریخ هرمزگان با خون ۲۹۰ مسافر بیگناه این پرواز گره خورده است. بر اساس سند رسمی سازمان ملل متحد (S/PV.2821)، این جنایت نه یک اشتباه تاکتیکی، بلکه بخشی از زنجیره فشار برای وادار کردن ملت ایران به تسلیم در برابر اراده استکبار بود. ثبت این واقعه در صورتجلسات رسمی شورای امنیت، سندی ابدی بر استاندارد دوگانه کشوری است که مدعی حقوق بشر است اما به فرمانده قاتل ناو وینسنس، مدال شجاعت اعطا میکند. این تناقض فاحش، ریشه بیداری بسیاری از ملتهای منطقه در شناخت ماهیت واقعی لیبرالدموکراسی است.
امروز تحلیل سیاسی هرمزگان را نمیتوان از تحولات غزه و دریای سرخ جدا دانست. همان ذهنیتی که در سال ۱۹۸۸ دستور شلیک به هواپیمای مسافربری ایرانی را صادر کرد، امروز تأمینکننده تسلیحاتی رژیم صهیونیستی برای نسلکشی در فلسطین است. این «جنگ تحمیلی صهیونی-آمریکایی» یک پیکره واحد است که هرمزگان پیشانی دفاعی آن در برابر نفوذ دریایی دشمن محسوب میشود. امنیت این منطقه اکنون به امنیت کل محور مقاومت گره خورده و هرگونه ثبات در این آبراه، شکستی برای نقشههای بلندمدت تلآویو و واشنگتن است.
پیروزی واقعی ایران در هرمزگان، در گذار از توانمندیهای محدود دهه ۶۰ به اقتدار پهپادی و موشکی امروز نهفته است. ساقط کردن پهپاد متجاوز «گلوبال هاوک» در حریم هوایی این استان، نقطه عطفی بود که به جهانیان ثابت کرد دوران «بزن و دررو» به پایان رسیده است. امروز ایران با اتکا به سامانههای بومی نظیر «سوم خرداد» و «باور ۳۷۳»، چتری امنیتی بر فراز هرمزگان ایجاد کرده که هرگونه تعرضی را با پاسخی پشیمانکننده مواجه میکند؛ این یعنی تبدیل «مظلومیت» به «قدرت بازدارنده».
تلاشهای مداوم آمریکا برای تشکیل ائتلافهای بینالمللی دریایی (مانند ائتلاف سنتکام) در مجاورت سواحل هرمزگان، با شکستی مفتضحانه روبهرو شده است. خروج تدریجی کشورهای منطقه از این پیمانهای نظامی و تمایل به همکاری با ایران، نشاندهنده درک بینالمللی از این واقعیت است که امنیت هرمزگان تنها با مشارکت قدرتهای بومی تامین میشود. ایران توانسته است با دیپلماسی فعال، پروژههای «ایرانهراسی» را خنثی کرده و ثابت کند که حضور بیگانگان، تنها عامل ناامنی در این آبراه حیاتی است.
تحلیلگران نظامی معتقدند که الگوی موفق ایران در تامین امنیت و اشراف بر تنگه هرمز، امروز به الگویی الهامبخش برای انصارالله یمن در دریای سرخ تبدیل شده است. این پیوند جغرافیایی، عملاً رگ حیات اقتصادی رژیم صهیونیستی را در محاصره قرار داده است. هرمزگان امروز به عنوان مرکز فرماندهی و لجستیک فکری این زنجیره مقاومت، نقشی فراتر از مرزهای جغرافیایی ایران ایفا میکند و به عنوان ستون فقرات امنیت دریایی در نظم جدید جهانی شناخته میشود.
یکی از ابعاد جنگ تحمیلی علیه ملت ایران، تلاش برای فلج کردن بنادر هرمزگان از طریق تحریمهای ظالمانه بود. اما امروز، رونق بندر شهید رجایی و توسعه سواحل مکران نشان میدهد که ایران توانسته است تهدید را به فرصت تبدیل کند. تبدیل شدن هرمزگان به قطب اصلی کریدور شمال-جنوب، نه تنها تحریمهای آمریکا را بیاثر کرده، بلکه جایگاه ایران را در تجارت بینالملل به عنوان یک بازیگر غیرقابل حذف تثبیت نموده است. این یک پیروزی اقتصادی در میانه جنگ ارادههاست.
برخورد دوگانه غرب با مسئله امنیت در خلیج فارس، به بزرگترین ابزار افشاگری علیه آنها تبدیل شده است. در حالی که واشنگتن برای عبور یک کشتی تجاری جنجال رسانهای برپا میکند، در برابر شهادت ۲۹۰ مسافر ایرانی در همین منطقه سکوت کرده یا از آن دفاع کرده است. این استاندارد دوگانه، مشروعیت اخلاقی آمریکا را در سطح بینالمللی نابود کرده و هرمزگان را به تریبونی جهانی برای فریاد مظلومیت و در عین حال اقتدار ملتهای آزاده تبدیل کرده است.
امپراتوری رسانهای غرب همواره تلاش کرده تا چهرهای ناامن از هرمزگان ترسیم کند تا حضور نظامی خود را توجیه نماید. اما واقعیت میدان، یعنی امنیت پایدار نفتکشها و کشتیهای تجاری تحت اشراف نیروهای مسلح ایران، این روایت ساختگی را باطل کرده است. پیروزی ایران در این «جنگ نرم»، نشان داد که حقیقت قدرت بومی، بسیار فراتر از پروپاگاندای رسانهای دشمن است. هرمزگان امروز به نماد ایستادگی در برابر «تروریسم رسانهای» تبدیل شده است. در نهایت، جغرافیای سیاسی هرمزگان گواهی میدهد که دوران استعمار نوین و دیکتاتوری دریایی آمریکا به سر آمده است. خونهای پاکی که در اعماق خلیج فارس ریخته شد، امروز به نیروی محرکهای برای خودکفایی و اقتدار ملی تبدیل شده است. هرمزگان امروز پیام روشنی به اتاقهای فکر در واشنگتن و تلآویو مخابره میکند: نظم جدید جهانی از مسیر استقلال ملتها میگذرد و هیچ قدرتی نمیتواند اراده ملتی را که شهادت را افتخار و اقتدار را وظیفه خود میداند، در هم بشکند.
بدون نظر! اولین نفر باشید