«جَهله»؛ داستان نیمقرن زندگی هنری در هرمزگان و تبدیل آن به ساز موسیقی
موسی کمالی، هنرمند چندوجهی هرمزگانی، سالهاست که با پژوهش و آثار هنری خود، فرهنگ و هنر مردم جنوب ایران را به تصویر میکشد. او در زمینههای موسیقی، فیلمسازی و عکاسی فعالیت میکند و آیینها و زندگی روزمره این منطقه را روایت مینماید. به گزارش قشم نیوز
به گزارش قشم نیوز، موسی کمالی چاهویی، پژوهشگر و هنرمند موسیقی بومی هرمزگان، بیش از چهل سال از عمر خود را در عرصه هنر و فرهنگ این استان سپری کرده است. وی فعالیتهای هنری خود را از آموزش قرآن و گروههای سرود دانشآموزی آغاز کرد و در دوران دفاع مقدس برای رزمندگان برنامه اجرا نمود. کمالی چاهویی به عنوان یکی از آخرین نسل فیلمسازان هشت میلیمتری هرمزگان شناخته میشود و با تبدیل «جَهله»؛ ظرف سفالی فراموششده هرمزگانی، به یک ساز موسیقی، بخشی از فرهنگ صوتی و میراث ناملموس جنوب را دوباره زنده کرد.
این هنرمند در گفتوگو با قشم نیوز درباره آغاز فعالیتهای هنری خود گفت: من در هشتم بهمن سال ۱۳۴۷ در بندرعباس به دنیا آمدم و از سن ۱۲ سالگی به فعالیتهای هنری پرداختم. قبل از آن در کلاسهای آموزش قرآن شرکت میکردم و این مسیر هنری من از آنجا آغاز شد.
وی افزود: پس از آن به گروههای سرود پیوستم. در اوایل دهه ۶۰، گروهی متشکل از ۱۵ دانشآموز از مدارس مختلف با مسئولیت آقای حسن رجبی تشکیل شد و نوازندگان انتخاب شدند. در این مجموعه، یک گروه موسیقی میدانی و یک گروه سرود ایجاد شد. کمالی چاهویی ادامه داد: در جشنوارههای دانشآموزی که در اردوگاه شهید میرزا کوچکخان رامسر برگزار میشد، شرکت میکردیم و گروههای استان هرمزگان معمولاً رتبههای خوبی کسب میکردند.
وی با اشاره به حضور خود در اردوهای دانشآموزی بیان کرد: در تابستانها به اردوهای مختلف میرفتیم و برای دانشآموزانی که از سراسر استان به اردو میآمدند، برنامه اجرا میکردیم. گاهی ۳۰۰ تا ۴۰۰ دانشآموز در اردو حضور داشتند و ما برای آنها برنامههای هنری اجرا میکردیم. همچنین، گروه ما تنها گروهی بود که برای رزمندگان نیز برنامه اجرا میکرد.
کمالی چاهویی یکی از خاطرات ماندگار دوران دانشآموزی خود را حضور در برنامهای با سخنرانی رهبر شهید انقلاب عنوان کرد و گفت: زمانی که در اردوگاه شهید میرزا کوچکخان رامسر بودیم، حضرت آقا برای سخنرانی به اردوگاه آمدند. حدود دو هزار دانشآموز در اردوگاه حضور داشتند و به هرکدام یک شاخه گل در دست داشت.
وی ادامه داد: ایشان روی جایگاه قرار گرفتند و ما از بالای محوطه گلها را به سمت ایشان پرتاب کردیم. برای ما که آن زمان دانشآموز بودیم، صحنه بسیار جذاب و خاطرهانگیزی بود و هنوز هم این خاطره را به یاد دارم.
این هنرمند همچنین به حضور خود در جشنواره نهجالبلاغه اشاره کرد و گفت: در آن جشنواره نیز شرکت کردم و رتبه دوازدهم را کسب کردم و جایزه ویژه اخلاق به من تعلق گرفت که یک جلد قرآن کریم بود.
کمالی چاهویی درباره تغییر مسیر فعالیتهای خود در سالهای بعد گفت: به تدریج فعالیت ما با اداره فرهنگ و ارشاد و صداوسیما ادامه پیدا کرد و به سمت سینمای جوان، عکاسی و فیلمسازی رفتم. ما تقریباً آخرین نسل فیلمسازان هشت میلیمتری در هرمزگان بودیم.
وی با تشریح دشواریهای فیلمسازی در آن دوره بیان کرد: فیلمسازی با نگاتیو انجام میشد و فیلم را با دوربین هشت میلیمتری ضبط میکردیم. فیلمها برای ظهور و پردازش ارسال میشد و بعد با دستگاههای مخصوص مونتاژ میکردیم.
کمالی چاهویی نقطه عطف فعالیت خود در موسیقی بومی را آشنایی با «جَهله» دانست و گفت: در جریان فیلمسازی هشت میلیمتری، به روستای حکمی رفتیم و در یک کارگاه جهلهسازی مشغول کار بودیم. آنجا با دوستانی که همراه من بودند، از آب کوزه (جهله) خوردیم.
وی ادامه داد: همانجا یک جَهله را برداشتم و روی تنه درخت نشستم و شروع به زدن آن کردم. بعد درباره این وسیله تحقیق کردم و متوجه شدم که «جَهله» در اصل «چَهله» بوده؛ یعنی چاه کوچک. این وسیله هم برای نگهداری و حمل آب استفاده میشده و هم کاربردهای دیگری مانند نگهداری شیره خرما، آرد و حبوبات داشته است.
این پژوهشگر افزود: با گذشت زمان و آمدن برق، یخچال و آب خنک، استفاده از این ظرفها کمتر شد و جَهله تقریباً از زندگی روزمره مردم کنار رفت. من احساس کردم میتوان از آن بهعنوان یک ساز استفاده کرد.
کمالی چاهویی درباره چگونگی شکلگیری نخستین گروه جَهلهنوازان گفت: یک روز به دوستانم گفتم که پنجشنبه به بازار میروم و جَهله میخرم. آنها فکر کردند شوخی میکنم و گفتند میخواهی با این ساز بزنی؟ گفتم چرا که نه؛ من پیش از آن سازهای کوبهای و دهلهای بومی را میزدم.
وی ادامه داد: هفته بعد به پنجشنبهبازار میناب رفتیم و جَهله خریدیم. آن زمان قیمت هر جَهله حدود ۵۰ تومان بود و تقریباً ۲۰ جَهله خریدم. بعد در محله خواجه عطا به خانه دوستان میرفتم و با آنها تمرین میکردیم.
این هنرمند هرمزگانی گفت: همان سال با نخستین جشنواره موسیقی هرمزگان همزمان شد. دوستان را راضی کردیم که با گروه شرکت کنیم. همه جَهله میزدند و لباسهای بلند عربی پوشیده بودیم. حتی یک جَهله را روشن کردیم و در سالن قرار دادیم و قطعات مولودی و عرفانی، از جمله آثاری درباره پیامبر اکرم (ص)، اجرا کردیم.
وی افزود: در همان جشنواره جایزه ویژه جشنواره را دریافت کردیم. بعد از آن تصمیم گرفتیم هر سال به مناسبت میلاد حضرت محمد (ص) به صورت رایگان به صداوسیما برویم و یک برنامه ضبط و اجرا کنیم.
کمالی چاهویی درباره ویژگی منحصربهفرد جَهله بهعنوان ساز موسیقی اظهار کرد: این ساز ویژگی بسیار خاصی دارد؛ نه برای ساخت آن درختی قطع شده، نه پوستی از حیوان گرفته شده و نه چیزی از طبیعت جدا شده است. جنس آن از همین خاک است.
وی تصریح کرد: وقتی با جَهله ساز میزنیم، در واقع با بخشی از بدن و خاک خودمان صدا تولید میکنیم. انگار صدای خود انسان و صدای سرزمین ماست که از درون این کوزه بیرون میآید.
این هنرمند هرمزگانی با بیان اینکه سالها کسی از جَهله بهعنوان ساز استفاده نکرده بود، گفت: حتی برای سازندگان جَهله هم جالب بود که وسیلهای که سالها کاربرد روزمره داشته، به یک ساز تبدیل شده است. ما کاربرد آن را تغییر دادیم و برای نخستین بار آن را به شکل جدی در موسیقی به کار گرفتیم.
کمالی چاهویی با اشاره به انواع جَهله بیان کرد: جَهله در سه اندازه وجود دارد؛ جَهله جمالی که معروفترین نوع است، جَهله متوسط و جَهله گدوک که اندازه کوچکتری دارد. درباره نام «جمالی» روایتهایی وجود دارد. یکی از آنها این است که زنان جوان که توان بیشتری برای حمل این جَهله داشتند، از نوع جمالی استفاده میکردند.
این پژوهشگر با اشاره به خاطرات نسلهای گذشته از کاربرد جَهله افزود: مادرم تعریف میکرد که زنان برای آوردن آب به چاههای نایبند میرفتند و مسیر را تا خواجه عطا طی میکردند. یک جَهله را روی سر میگذاشتند و یک جَهله را نیز زیر بغل حمل میکردند. این نشان میدهد که جَهله زمانی بخشی جداییناپذیر از زندگی مردم هرمزگان بوده است.
کمالی چاهویی با اشاره به تلاشها برای ثبت سازهای بومی هرمزگان گفت: جُفتی و عود بهعنوان بخشی از میراث معنوی و ناملموس ثبت شدهاند، اما جَهله هنوز ثبت نشده است و امیدوارم این اتفاق رخ دهد. وی افزود: جَهله ظرفیت بسیار زیادی برای معرفی فرهنگ و هویت هرمزگان دارد.
این هنرمند درباره دیگر فعالیتهای خود گفت: فعالیت من فقط به موسیقی محدود نمیشود. در زمینه مجسمهسازی نیز کار کردهام، داستان کوتاه نوشتهام و مجموعه ترانه دارم. یک مجموعه شعر بلند درباره جنگ نیز نوشتهام که هنوز منتشر نشده است.
کمالی چاهویی با اشاره به فعالیت خود در حوزه ترانهسرایی اظهار کرد: برخی ترانههایی که نوشتهام توسط هنرمندانی مانند ناصر عبداللهی و عمران طاهری اجرا شده است. بخش دیگری از ترانهها نیز بیشتر زمزمههای خلوت خودم هستند که خودم اجرا میکنم.
کمالی چاهویی گفت: برای من هنر فقط اجرای موسیقی یا ساخت فیلم نیست؛ هنر بخشی از زندگی و هویت مردم است. وقتی یک وسیله فراموششده مانند جَهله را دوباره وارد موسیقی میکنیم، در واقع بخشی از خاطره و فرهنگ مردم را زنده میکنیم.
وی تأکید کرد: هرمزگان سرشار از سازها، نواها، قصهها، آیینها و ابزارهایی است که اگر درباره آنها پژوهش نشود و به نسل جدید منتقل نشوند، ممکن است برای همیشه از بین بروند. وظیفه هنرمندان و پژوهشگران این است که این میراث را ثبت کنند، به زبان امروز معرفی کنند و اجازه ندهند فرهنگ بومی در گذر زمان فراموش شود.
کمالی چاهویی درباره فعالیت خود در حوزه نقاشی میگوید: بیشتر نقاشیهایی که انجام میدهم ذهنی و بداهه هستند، اما در آنها از المانهای جنوبی استفاده میکنم؛ رنگهایی که در جنوب وجود دارد و عناصر زندگی روزمره مردم مانند برقع، کوزه و جهله، ماهی، پروانه و حتی نفت، در نقاشیهای من حضور دارند.
این هنرمند هرمزگانی با اشاره به برگزاری نمایشگاههای خود ادامه داد: تاکنون سه نمایشگاه انفرادی داشتهام. یکی از آنها در تهران برگزار شد. یک نمایشگاه نیز در زمینه جهلهنگاری داشتم که در آن روی جهله کار نقاشی انجام داده بودم؛ همچنین نمایشگاهی در دفتر یونسکو در تهران، در نیاوران برگزار شد.
بدون نظر! اولین نفر باشید