دیوان؛ خادمان بیادعای اهلسنت کاروان حسین در روستایی دلانگیز +فیلم
روستای دیوان سالهاست در مسیر اربعین، روایت زندهای از وحدت اسلامی را برای زائران کربلا به نمایش میگذارد. این سنت ارزشمند، هر سال چشم بسیاری از مشتاقان را با پیام همدلی و همبستگی همراه میکند. به گزارش قشم نیوز
استانها به گزارش قشم نیوز از بندرلنگه، اینجا «دیوان» است؛ روستایی کوچک در غرب هرمزگان، اما با قلبی به وسعت اربعین. جایی که خانههای اهلسنت، سالهاست به روی زائران کربلا گشوده شده، سفرهها بیمنت پهن میشود و مردمانی که شاید هرگز کربلا را ندیده باشند، مسیر کربلا را با دستان خود آباد کردهاند؛ روایتی زنده از وحدتی که نه در شعار، که در عمل معنا پیدا میکند.
باد، بوی نمک خلیج فارس را با عطر چای تازهدم درهم آمیخته است. جادهای که از میان نخلها و خانههای ساده روستای «دیوان» میگذرد، این روزها دیگر تنها یک مسیر ترانزیتی نیست؛ اینجا ایستگاهی است که خستگی هزاران زائر اربعین را بر زمین میگذارد. در نخستین نگاه، شاید هیچ چیز غیرعادی به نظر نرسد؛ چند دیگ غذا، چند جوان در حال جابهجایی ظروف، پیرمردی که لیوانهای آب را میان زائران تقسیم میکند و کودکانی که با لبخند، بستههای خرما را تعارف میکنند اما حقیقت، پشت همین تصاویر ساده نهفته است؛ همه این خادمان، اهلسنتاند.
در روستای سه هزار نفری دیوان، خدمت به زائران امام حسین(ع) سالهاست به بخشی از هویت مردم تبدیل شده است؛ هویتی که نه با تفاوتهای مذهبی، بلکه با عشق به خاندان پیامبر(ص) تعریف میشود. اینجا وحدت را زندگی میکنند. در ادبیات رسمی، از «تقریب مذاهب» بسیار گفته میشود؛ اما دیوان، تقریب را زندگی میکند. اینجا هیچکس از زائر نمیپرسد از کدام شهر آمدهای یا پیرو کدام مذهبی. تنها یک سؤال وجود دارد؛ «خستهای؟ غذا خوردی؟ جایی برای استراحت داری؟»
در موکب محمد رسولالله(ص)، دستهایی که برای خدمت دراز میشوند، همان دستهایی هستند که سالها با دریا و صید روزگار گذراندهاند؛ دستهایی آفتابسوخته اما مهربان. پیرمردی کفش زائران را مرتب میکند، جوانی کتری چای را روی آتش میگذارد، نوجوانی بطریهای آب را میان جمعیت توزیع میکند و زنان روستا، از سپیدهدم تا نیمهشب، مشغول آمادهکردن غذا هستند. اینجا کسی احساس نمیکند به غریبهای خدمت میکند؛ همه، زائر حسین(ع) را میهمان خانه خود میدانند.
همه چیز از یک خیمه آغاز شد. سال ۹۴ تقریبا ۱۱ سال پیش، تنها یک خیمه کوچک در کنار جاده برپا شد. چند استکان چای، چند قالب یخ و چند نفر که دلشان نمیآمد کاروانهای اربعین بیآنکه نفسی تازه کنند از کنارشان عبور کنند. اما محبت، خاصیت عجیبی دارد؛ کوچک نمیماند. آن خیمه، سالبهسال بزرگتر شد. مسجد روستا به محل اسکان زائران تبدیل شد. خانههای مردم یکییکی درهایشان را گشودند. امروز دیگر فقط موکب نیست؛ تمام روستای دیوان، موکب است. سه وعده غذای گرم، میانوعده، استراحتگاه، خدمات فرهنگی و پذیرایی شبانهروزی؛ همه با همت مردمی که هیچ چشمداشتی جز رضایت خدا ندارند.
«حسین(ع) متعلق به همه مسلمانان است» فرید دیوانی، از بانیان موکب، وقتی از علت این همه شور میپرسم، مکث کوتاهی میکند و آرام میگوید: امام حسین(ع) متعلق به همه مسلمانان است. اگر امروز اسلام زنده مانده، به برکت قیام اوست. ما خدمت به زائرانش را افتخار خود میدانیم. این جمله را بارها در مسیر اربعین شنیدهایم؛ اما وقتی از زبان مردی اهلسنت در روستایی ساحلی شنیده میشود، معنای دیگری پیدا میکند.
خانههایی که وقف زائران شدهاند شاید متفاوتترین تصویر دیوان، نه دیگهای غذا باشد و نه صفهای طولانی پذیرایی. بلکه کلید خانههایی است که صاحبانشان بیهیچ تردیدی در اختیار خادمان موکب قرار میدهند تا زائران در آنها استراحت کنند. در روزگاری که بسیاری درها را با قفلهای بیشتر محافظت میکنند، مردم دیوان، درهای خانههایشان را به روی غریبههایی باز کردهاند که تنها وجه اشتراکشان، عشق به حسین(ع) است.
دیوان؛ روستایی که وحدت در ایران را معنا میکند. اذان در روستا طنینانداز میشود. زائران و خادمان، شانهبهشانه یکدیگر به نماز میایستند. در این لحظه دیگر کسی به دنبال یافتن مرز میان شیعه و سنی نیست. همه زیر یک پرچم ایستادهاند؛ پرچم محبت اهلبیت(ع). شاید بتوان دیوان را روی نقشه، تنها نقطهای کوچک در غرب هرمزگان دید؛ اما حقیقت این است که این روستا، این روزها تصویری بزرگ از ایران اسلامی را پیش چشم جهان قرار داده است؛ ایرانی که در آن، اختلافها رنگ میبازد و تنها یک حقیقت باقی میماند: راه حسین(ع)، راه وحدت دلهاست.
انتهای پیام/۸۶۴
بدون نظر! اولین نفر باشید