یادداشت|ناترازی انرژی؛ بحرانی که دیگر فقط یک هشدار نیست
امروز ناترازی انرژی دیگر فقط یک هشدار کارشناسی نیست؛ مسئلهای است که مستقیماً به آینده کشور گره خورده است.
استانها به گزارش قشم نیوز | یادداشت از زهرا سلیمی، فعال رسانهای و خبرنگار | تا چند سال پیش، قطع برق یا افت فشار گاز به عنوان یک مشکل مقطعی تلقی میشد؛ مسألهای که تصور میشد با چند توصیه برای صرفهجویی یا اجرای چند پروژه عمرانی قابل حل است. اما اکنون وضعیت تغییر کرده است. خاموشیهای تابستان، نگرانی از تأمین گاز در فصل زمستان، هشدارها درباره کاهش منابع آبی و فشار مستمر بر زیرساختها نشان میدهد که کشور به مرحلهای وارد شده که دیگر نمیتوان آن را صرفاً مجموعهای از مشکلات پراکنده دانست. آنچه امروز مشاهده میشود، نشانههای یک عدم تعادل بزرگ در حوزه انرژی و منابع است؛ ناترازیای که به آرامی شکل گرفت و اکنون آثار آن در زندگی روزمره مردم نمایان شده است.
واقعیت این است که در سالهای اخیر، مصرف در کشور با سرعت زیادی افزایش یافته است. شهرها بزرگتر شدهاند، صنایع بیشتری شکل گرفتهاند، استفاده از تجهیزات سرمایشی و گرمایشی افزایش یافته و سبک زندگی نیز دستخوش تغییرات شده است. اما به موازات این تحولات، زیرساختها با همان سرعت رشد نکردند. بخشی از شبکه برق و آب فرسوده باقی ماند، هدررفت انرژی ادامه یافت و سرمایهگذاری برای نوسازی زیرساختها به تأخیر افتاد. نتیجه این وضعیت، افزایش فاصله میان مصرف و توان واقعی شبکهها در هر سال بود؛ فاصلهای که امروز خود را در قالب خاموشی، افت فشار و هشدارهای مداوم نشان میدهد.
در این میان، مشکل تنها به افزایش مصرف مردم محدود نمیشود. بخشی از چالش به نوع توسعهای برمیگردد که در سالهای گذشته شکل گرفته است. توسعه صنایع آببر در مناطق خشک، گسترش شهرها بدون توجه کافی به ظرفیت زیرساختها و تمرکز جمعیت در برخی کلانشهرها فشار بر منابع را چند برابر کرده است. در واقع، توسعه در بسیاری از موارد سریعتر از توان زیرساختها پیش رفته و همین موضوع تعادل میان منابع و مصرف را به تدریج بر هم زده است.
از سوی دیگر، تغییرات اقلیمی نیز شرایط را دشوارتر کرده است. تابستانها گرمتر و طولانیتر شدهاند، بارندگی کاهش یافته و منابع آبی تحت فشار بیشتری قرار گرفتهاند. در چنین شرایطی، زیرساختهایی که سالها با حداقل نوسازی اداره شدهاند، طبیعی است که نتوانند پاسخگوی این حجم از فشار باشند. به همین دلیل، بحران ناترازی دیگر صرفاً یک مسأله فنی یا تخصصی نیست؛ بلکه موضوعی است که به طور مستقیم بر کیفیت زندگی مردم تأثیر میگذارد.
اما شاید بزرگترین خطر این باشد که ناترازی به تدریج به یک امر عادی تبدیل شود؛ به گونهای که جامعه هر سال خاموشی، کمبود آب یا هشدار درباره مصرف را به عنوان بخشی طبیعی از زندگی بپذیرد، بدون آنکه ریشههای اصلی بحران مورد توجه قرار گیرد. در حالی که ادامه این روند، تنها هزینههای بیشتری بر کشور تحمیل میکند و فشار بر زیرساختها را افزایش میدهد. حل این بحران نیز به طور طبیعی با راهکارهای کوتاهمدت ممکن نیست. صرفهجویی ضروری است، اما کافی نیست. نوسازی شبکهها، کاهش هدررفت انرژی، اصلاح الگوی توسعه، سرمایهگذاری در زیرساختها و حرکت به سمت انرژیهای جدید، بخشی از اقداماتی است که میتواند از عمیقتر شدن این شکاف جلوگیری کند.
مهمتر از همه، تصمیمگیریها باید بر اساس آیندهنگری انجام شوند، نه صرفاً عبور موقت از بحرانهای فصلی. امروز ناترازی انرژی دیگر تنها یک هشدار کارشناسی نیست؛ بلکه مسألهای است که به طور مستقیم به آینده توسعه و کیفیت زندگی در کشور گره خورده است. اکنون این پرسش مطرح است که آیا هنوز فرصتی برای بازگرداندن تعادل به زیرساختها و منابع وجود دارد، یا اینکه هر سال فقط شکل تازهای از همین بحران تکرار خواهد شد؟
بدون نظر! اولین نفر باشید